شيخ ذبيح الله محلاتى

14

رياحين الشريعة در ترجمه دانشمندان بانوان شيعه ( فارسي )

به من عرضه داشت و من در خواب بدست او مسلمان شدم پس فرمود كه در اين زودى لشكر اسلام بر پدر تو غالب خواهند شد و ترا اسير خواهند كرد و به زودى به فرزند من حسين خواهى رسيد و خدا نخواهد گذارد كه كسى دستى به تو برساند تا آنكه به فرزند من برسى و حق تعالى مرا حفظ كرد كه هيچ‌كس به من دستى نرسانيد تا اينكه مرا بمدينه آوردند چون امام حسين را ديدم دانستم كه همان است كه در خواب ديدم و رسول خدا مرا به او تزويج كرد به اين سبب او را اختيار كردم . و در كافى كلينى مىفرمايد اين دو دختر چون وارد مدينه شدند ديوارهاى مدينه از جمال و ضياء آنها روشن گرديد ) و در پاره‌اى از تواريخ مىنويسند كه تمام زنان مدينه بتماشاى آنها آمدند چون آنها را وارد مسجد رسول خدا نمودند عمر خواست صورت شهربانو را بگشايد تا مشتريان تماشا بنمايند شهربانو به زير دست او زد و گفت سياه باد روى پرويز كه اگر نامهء رسول خدا را پاره نكرده بود دختر او در چنين موقفى نمىايستاد عمر چون زبان او را نمىدانست به گمان اينكه او را دشنام مىگويد تازيانه از كمر كشيد و قصد زدن آن مخدره نمود و گفت اين مجوسية مرا دشنام مىگويد امير المؤمنين فرمودند مهلا يا عمر آرام باش و او را مزن اين جد خود را دشنام مىگويد به تو كارى ندارد و مطلب را به عمر فهمانيد چون شهربانو حضرت حسين را قبول كرد و به خانه درآمد حضرت فرمودند يا حسين لتلدن لك خير اهل الارض فولدت على بن الحسين ( ع ) فرمود يا حسين اين با سعادت را نيكو محافظت بنما و احسان كن بسوى او كه عن‌قريب فرزندى از او متولد گردد كه بهترين اهل زمين بوده باشد بعد از تو و اين مادر اوصياء و ذريهء طيبه است و بروايت مفيد نام خواهرش ( كيهان بانويه ) بوده و بعضى مرواريد گفته‌اند و بعضى مىگويند روايت مفيد سابق الذكر اقرب الى الصواب است لان كون ذلك فى زمن عمر مستبعد لان تولد زين العابدين عليه السّلام كان في خلافة جده امير المؤمنين عليه السّلام و عدم تولد ولد منها الا بعد اكثر من عشرين سنة مستبعد ) و يمكن تعدد الواقعة بالجمله كسانى كه باخبار و تواريخ احاطه دارند لا بد در جمع و تحليل اين سه قول نظرى دارند و اللّه العالم